سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸
من نمیدانم…
سهیل خسرویپور
من نمیدانم که دموکراسی با جمهوری چه تفاوتی دارد.
من نمیدانم که دموکراسی خوب است یا بد.
من نمیدانم که مردمسالاری با دموکراسی فرق دارد یا ندارد.
من نمیدانم که تفکیک قوا از کجا آمده است.
من نمیدانم که چرا اصلن باید سه قوه داشته باشیم و چرا بیشتر یا کمتر نداریم.
من نمیدانم که چرا همیشه دولتها آموزش عمومی را در اختیار میگیرند.
من نمیدانم که جامعهٔ مدنی که آقای خاتمی به دنبال آن بود چیست که ما آن را نداشتیم.
من نمیدانم که آنارشیسم چیست.
من نمیدانم که مردمسالاری دینی چیست.
من نمیدانم که لیبرالیسم چیست.
من نمیدانم که چرا میگویند فاشیسم بد است.
من نمیدانم که ملیگرایی خوب است یا بد.
من نمیدانم که جنگ مارکسیسم با کاپیتالیسم بر سر چه بود.
من نمیدانم که نظامهای کشورهای دیگر دنیا چگونه است.
من نمیدانم که آیا همهٔ مردم غرب از نظام حاکم بر جامعهٔ خود راضی هستند یا بر برخی نیز سخت میگذرد.
من نمیدانم که چرا روشنفکران آمریکا از طرح بیمهٔ خدمات درمانی اوباما انتقاد میکنند.
من نمیدانم که اصلن رواج بیمه در جامعه بد است یا خوب.
من نمیدانم که فلسفهٔ این که برخی از کشورها حمل اسلحه را آزاد گذاشتهاند چیست.
من نمیدانم که هزینهٔ ارتشها و نیروهای انتظامی را چه کسانی تامین کنند بهتر است.
من نمیدانم که اگر اکثریت حکومت کنند عدالت اجرا شده است یا نه.
من نمیدانم که چه کسی گفته که بشر حقوقی دارد و درست گفته یا نادرست.
من نمیدانم که آزادی چیست.
من نمیدانم که چه چیزی باعث شد که سیصد/چهارصد سال پیش در غرب نظامهای سیاسی رو به دگرگونی بروند.
من نمیدانم که حقوق شهروندی چیست.
من نمیدانم که اصلن شهروندی چیست.
من نمیدانم که محدودهٔ وظایف و اختیارات حکومت چه باید باشد.
من نمیدانم… هزار بیش از این جمله را نمیدانم…. چگونه برخواهم گزید؟


